*دفتر دل*

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق* ز هر بی سرو پایی نکنیم. یادمان باشد اگر ،گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم

*دفتر دل*

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق* ز هر بی سرو پایی نکنیم. یادمان باشد اگر ،گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم

عشق را که می پذیری...

عشق را که می پذیری...

وقتی که خوشبختی را می پذیری
رنج را نیز پذیرا می شوی
هشیاری را که بر می گزینی
گاه گیج و مغشوش می شوی
بر دیگران که غالب می شوی
مغلوب انان نیز میشوی
هر قدمی که به جلو برمی داری
قدمی دیگر را پشت سر می گذاری
تو!
تو که طلوع خورشید را می پذیزی چگونه از غروب ان گریزی خواهی داشت؟
عشق را که می پذیری...

نظرات 5 + ارسال نظر
بهارک چهارشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 01:12

نوشته هاتون خیلی بهتر شده
این قسمت مطلب خیلی جالب بود:
بر دیگران که غالب می شوی مغلوب آنان هم می شوی

[ بدون نام ] چهارشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 17:11 http://www.wall.blogsky.com

سلام
دفتر دلت را برای هر کسی باز نکن...

ویدا چهارشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 17:16 http://www.baro0n.blogsky.com/

سلام
وبلاگ خوبی داری. خوب هم می نویسی.
به من هم سر بزن. خوشحالم می کنی...
موفق باشی.

سلام و درود بر شما دوست گرامی
امیدوارم که حال شما و اونی که از همه بیشتر دوستش دارین،خوبه خوب باشه
ممنون از لطفتون و ممنون از اینکه وقتتون رو برای خوندن دلنوشته هام صرف کردید
با ارزوی شاد ماندن شما
ایام به کام

مریم چهارشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 23:36

سلام اقا سجاد دفتر دل زیبایی داری
امیدوارم دل خودت هم به این زیبایی باشه

دوست دارت چهارشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 23:38

اینگونه باش:شاد اما دلسوز...ساده اما زیبا...مصمم اما بی خیال...متواضع اما سربلند...مهربان اما جدی...سبز اما بی ریا...عاشق اما عاقل...!!!!؟؟؟؟




برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد